سيستم هاي پيشرفته حمل ونقل ريلي :

  • در اين مورد هر گونه اقدامي منوط به نتايج مطالعات حمل و نقل و ترافيک شهرهاي بزرگ مي باشد . و از آنجا که شهرهاي تهران – اصفهان – مشهد – تبريز – شيراز و کرج از جمله شهرهاي هستند که در اين رده قرار مي گيرند و تا کنون نتايج مطالعات مذکور در هيچ يک در راستاي پيش بيني استفاده از مترو با توجه به تراکم سفر در واحد زمان :
  • از آنجا که هرگونه اقدامي در اين مورد نيز منوط به نتايج مطالعات جامع حمل و نقل و ترافيک شهرهاي بزرگ کشور است . صرفا ض در تهران از سالهاي قبل در اين زمينه اقداماتي در دست انجام بوده است که در حال حاضر عمليات اجرايي پروژه مذکور در حال انجام مي باشد .

در راستاي حذف ميني بوس از مجموعه وسايل نقليه عمومي در شهرهاي بزرگ و متوسط و هدايت آن به ميرهاي حومه شهري :

  • از طريق حذف يا کاهش تعداد ميني بوس از داخل شهرها به خصوص خطوط مرکزي و انتقال آنها به خطوط حومه يا انجام سرويسهاي دربستي و عدم افزايش ميني بوس جديد به شهرها نسبت سهم ميني بوسراني از جابجايي مسافر کاهش يافته و در برنامه پنج ساله دوم نيزپيش بيني شده است . اين نسبت از 5/14% به 9/12% کاهش يابد .

در راستاي مولفه استفاده از تراموي برقي و گازي در شهرها جهت کاهش آلودگي :

  • اين امر در تهران با شتاب گرفتن روند گاز سوز نمودن اتوبوسها و تاکسي ها دنبال مي شود .

حرف آخر :

  • تعيين و تدوين الگوي مصرف مي بايست در تمامي زمينه ها ، به ويژه در بخش حمل و نقل به عنوان فرايند تعريف شود . نه يک نتيجه . از آنجا که زندگي به ويژه زندگي شهرنشيني خود پروسه اي پوياست و شرايط و نيازها تحول و تکامل مستمري دارند . ضروري ست تعيين و تدوين الگوي مصرف نيز همواره و همگام ب شرايط اصلاح ، تکميل و به هنگام شود . مشروط به اينکه وضعيت مذکور ف منجر به عدم امکان برنامه ريزي نگردد . زيرا همانطور که ميدانيم محيط برنامه ريزي نياز به شرايط پيش بيني شده و مشخصي دارد . از اين رو تعيين و تدوين به هنگام الگوي مصرف نمي بايست با هرج و مرج و عدم ثبات در سياست گذاريها برابر گرفته شود . پيشنهاد مي شود ، در مقاطع زماني پنج ساله اين الگوهاي مصرف از طريق پروسه هاي بازخورنده (feed Back ) الگوي تهيه شده پيشين ، قبل از تهيه برنامه هاي ملي تدوين شود . بدين ترتيب تهيه و تدوين الگوي مصرف بهعنوان يکي از پيش نيازهاي اصلي برنامه هاي ملي مطرح و تثبيت مي شود .
  • در تهيه و تدوين الگوي مصرف مي بايست بين نياز و تقاضا تفاوت قائل شد . نياز عبارتست از خواستن و طالب بودن کالا و يا خدمتي خاص . ليکن تقاضا سطح پايين تري از نيا ز را شامل مي شود . به عبارت بهتر تقاضا آن بخش از نياز است که متجلي مي گردد . به عنوان مثال در امر مسکن همه افرادي که مالک خانه نمي باشند . نياز به مسکن را در خود حس مي کنند ولي به دلايل محدوديتها و تنگناهاي اقتصادي و اجتماعي تنها بخشي از اين مردم ، متقاضي مسکن مي شوند .

در امر حمل و نقل به عنوان مثال ، اکثريت جامعه به علت نياز به جابجايي در سطح شهر به داشتن اتومبيل نياز دارند ولي تنها بخشي به علت همان محدوديتهاي اقتصادي و اجتماعي تقاضاي خريد اتومبيل مي کنند.

از آنجا که بسياري از مسائل و مشکلات موجود جامعه شهري ناشي از فراواني اتومبيلهاي شخصي است . لذا محور اصلي تهيه و تدوين الگوي مصرف حمل و نقل مي بايست . از طريق پيش بيني تمهيدات و تسهيلات مناسب شهر را قادر سازد تا نياز به جابجايي در سطح شهر را پوشش کامل دهد و تقاضا براي داشتن اتومبيلهاي شخصي را به حداقل ممکن کاهش و يا در جهت هاي مناسب منحرف سازد . البته ناگفته نماند ، الگوي مصرف مصوب تا حدودي اين مقوله را در نظر گرفته است ليکن به نظر نمي رسد .